حتماً تا حالا برای ریختن مایعات داخل بطری یا ظروف دیگه از قیف استفاده کردید! بله درسته، قیف! ولی تا حالا سعی کردید به صورت وارونه ازش استفاده کنید؟! چه حرف هائی؟ مگه می شه ؟! یه کار بیهوده است! درسته، یه کار بیهوده، اما ما بیشتر از 20 ساله که دارم از این قیف به صورت وارونه استفاده می کنیم! کجا؟! توی دانشگاه ها!!
ورودی سخت، اما خروجی آسان!
بین دوستان و آشنایان، تا حالا شنیدید کسی جشن فارغ التحصیلی بگیره؟ من که نشنیدم ولی احتمالاً خیلی شنیدید که یه نفر چون توی کنکور قبول شده و وارد دانشگاه شده، جشن و مهمونی ترتیب بده! البته، وارونه، وارد قیف شدن، جشن گرفتن هم داره!! من که اسم این جشن رو می ذارم، جشن شروع التحصیلی!! چطوره؟!
خیلی عجیبه، همه جای دنیا وارد شدن به دانشگاه و رشته مورد علاقه، راحت و آسونه ولی فارغ التحصیل شدن از اون کار حضرت فیله! اما اینجا دقیقاً برعکسه! باید واقعیت رو قبول کرد!
هر سال، بیش از یک میلیون متقاضی شرکت در کنکور داریم، ولی چند نفر از این تعداد وارد دانشگاه ها می شن؟! حداکثر 200،000 نفر! یعنی بیشتر از %80 قبول نمی شن!! فاجعه است، نه؟!
امروزه، آرزوی همه خانواده هایی که فرزند 18-17 ساله دارن، اینه که فرزندشون توی کنکور قبول بشه و در این راستا تمام سعی و تلاششون رو به کار می برن. چندین میلیون تومن بابت هزینه کلاس های کنکور، کتاب های تست و ... می پردازن تا شاید بشه از این قیف وارونه داخل شد، یا شاخ این غول رو شکست، یا از این سد محکم گذشت، یا هر چیزی که اسمش رو بذاریم!
حالا خدای نکرده، فرزند بیچاره نتونه این کار رو انجام بده، اون وقته که سرکوفت ها و طعنه و کنایه های خانواده و فامیل و دوستان شروع می شه !! تنبل . . . ! بی عرضه . . . ! مگه چی واست کم گذاشتیم . . . ؟! خب، حق هم دارن! چند میلیون سرمایه گذاری کردن و می خوان ثمره اش رو ببینن! بعضی ها هم از باب دلداری وارد می شن، ایراد نداره! امسال نشد، سال دیگه، کنکور که همه زندگی نیست! آخ، اگه می شد اینو به بقیه فهموند! حالا اگه این قصه پُرغصه، سال بعد تکرار بشه چی؟! واقعاً که فاجعه است.
بگذریم از این که به لطف مسئولین آموزش و پرورش، توی این یک سال امکان داره تغییراتی در کتب درسی ایجاد بشه، بعضی قسمت ها حذف بشن و بعضی قسمت ها اضافه! و ما مجبوریم دوباره کتاب های تست رو تهیه کنیم و چند هزار صفحه کاغذ رو اسراف!!
اگه بخواهیم خیلی بدبینانه به این قضیه نگاه کنیم، می تونیم بگیم، این یک جور گاوبندی بین مؤسسات انتشاراتی کتب تست و سازمان سنجش، هست! شاید هر کس می خواهد از این آب گل آلود ماهی بگیره!! از کجا معلوم؟!
نباید فرهنگ غلطی رو که توی جامعه جا افتاده، فراموش کرد! همه دوست دارن دکتر بشن یا مهندس! پس بقیه مشاغل چی؟! متأسفانه ما لقب پرست شده ایم! یعنی دوست داریم که با القابی چون "دکتر" یا "مهندس" یا ... مورد خطاب قرار بگیریم!!
در بعضی مواقع، علاقه مندی فرزندانمون رو نادیده می گیریم و دوست داریم اونا، اونچه باشن که ما می خواهیم. آرزوی تحقق نیافته کودکی مان را از آنان می خواهیم!
"انگشت برهر نقطه از کالبد بیمار این جامعه بگذاریم، ناله و فغان است که بر می خیزد."
توی این پست سعی کردم، جسته و گریخته به نکاتی چند پیرامون مشکلات کنکور بپردازم و زیاد وارد بحث ها نشوم، چون این خود زمان و مکان دیگری می طلبد!
در آخر برای همه شما کنکوری های عزیز، آرزوی توفیق دارم.
با احترام، خ-بغدادی